ماده ۱۸۱
- جریمه جنایتی که باعث از بین رفتن صوت نسبت به بعضی از حروف شود باید با رعایت مصالحه معلوم گردد. بیست و ششم- دیه سلس و ریزش ادرار
متن موجود؛ کاملبودن بررسینشده
نسخ در منبع اعلام شده؛ مستقلاً بررسی نشده
- جریمه جنایتی که باعث از بین رفتن صوت نسبت به بعضی از حروف شود باید با رعایت مصالحه معلوم گردد. بیست و ششم- دیه سلس و ریزش ادرار
- جنایتی که موجب سلس و ریزش ادرار شود به ترتیب زیر دیه معین دارد: الف- در صورت دوام آن در کلیه ایام و تا پایان هر روز دیه کامل دارد. ب- در صورت دوام آن در کلیه روزها و تا نیمی از هر روز دو ثلث دیه دارد. ج- در صورت دوام آن در کلیه روزها و تا هنگام برآمدن روز ثلث دیه دارد. تبصره- هرگاه سلس و ریزش ادرار در بعضی از روزها بود و بعداً خوب شود جریمه آن با نظر حاکم تعیین میشود.
(منسوخ ۱۳۹۹/۸/۵)- هر جنایتی که موجب زوال یا نقص بعضی از منافع گردد مانند: خواب – لمس یا موجب پدید آمدن بعضی بیماریها شود و دیه آن معین نشده است جریمه آن با نظر حاکم تعیین میشود.
- جریمه اعمال ارتکابی زیر با نظر حاکم تعیین میشود: الف- باعث از بین رفتن انزال شود. ب- قدرت تولید مثل و بارداری را از بین ببرد. ج- لذت مقاربت را از بین ببرد.
- جنایتی که باعث از بین رفتن اصل مقاربت بطور کامل شود دیه کامل دارد. بیست و هفتم- دیه جراحت سر و صورت
(منسوخ ۱۳۹۹/۸/۵)- دیه جراحت سر و صورت به ترتیب زیر است: ۱- حارصه- خراش پوست بدون آنکه خون جاری شود- یک شتر. ۲- دامیه- خراشی که از پوست بگذرد و مقدار اندکی وارد گوشت شود همراه با جریان خون باشد کم یا زیاد- دو شتر. ۳- متلاحمه- جراحتی که مقدار زیادی از گوشت را فرا گیرد لکن بپوست نازک روی استخوان نرسد- سه شتر. ۴- سمحاق- جراحتی که تمام گوشت را فرا گرفته و به پوست نازک روی استخوان برسد- چهار شتر. ۵- موضحه- جراحتی که تمام گوشت را فرا گرفته و پوست نازک روی استخوان را کنار زده و استخوان را آشکار کرده- پنج شتر. ۶- هاشمه- عملی که استخوان را بشکند گر چه جراحتی را تولید نکرده باشد- ده شتر. ۷- منقله- جراحتی که درمان آن جز با جابجا کردن استخوان میسر نباشد- پانزده شتر. ۸- مامومه- جراحتی که به کیسه مغز برسد ثلث دیه کامل دارد. ۹- دامغه- جراحتی که کیسه مغز را پاره کند غیر از ثلث دیه کامل جریمهای را که با نظر حاکم تعیین میشود بر او افزوده میگردد.
(منسوخ ۱۳۹۹/۸/۵)- هرگاه یکی از جراحتهای فوق در غیر سر و صورت واقع شود در صورتیکه آن عضو دارای دیه معین باشد باید نسبت دیه آن را با دیه کامل سنجید آنگاه به مقدار همان نسبت دیه جراحتهای فوق را که در غیر سر و صورت واقع میشود تعیین گردد. و در صورتیکه آن عضو دارای دیه معین نباشد ارش آن با نظر حاکم تعیین میشود. بیست و هشتم- دیه جراحتی که به درون انسان وارد میشود
- دیه جراحتی که به درون انسان وارد میشود به ترتیب زیر است: الف- جائفه- (جراحتی که با هر وسیله و از هر راه به درون بدن انسان برسد- ثلث دیه کامل است. ب- هرگاه وسیلهای از یکطرف بدن فرو رفته و از طرف دیگر بیرون آمده باشد دو ثلث دیه کامل دارد. بیست و نهم دیه جراحتی که در اعضاء انسان فرو میرود
- هرگاه نیزه یا مانند آن در دست یا پا فرو رود در صورتیکه مجنیعلیه مرد باشد دیه آن یکصد دینار و در صورتیکه زن باشد ارش آن بانظر حاکم تعیین میشود. سی ام- دیه جنایتی که باعث تغییر رنگ پوست یا تورم میشود
- دیه ضربتی که در اثر آن رنگ متغیر و یا بدن متورم گردد به قرار زیر است: الف- سیاه شدن صورت بدون جراحت و شکستگی شش دینار. ب- سبز شدن صورت سه دینار. ج- سرخ شدن صورت یکدینار و نیم. د- در سایر قسمتهای بدن در صورت سیاه شدن سه دینار و در صورت سبز شدن یک دینار و نیم و در صورت سرخ شدن سه ربع دینار است. تبصره- فرقی در حکم مذکور بین زن و مرد و کوچک و بزرگ نیست و همچنین فرقی نیست میان تغییر رنگ تمام صورت یا قسمتی از آن و نیز فرقی نیست بین آنکه اثر جنایت مدتی بماند یا زائل گردد.
- جنایتی که باعث تغییر رنگ پوست سر شود ارش آن با نظر حاکم معلوم میگردد و اگر موجب تورم و تغییر رنگ شود ارش آن بر دیه که قبلا بیان شد افزوده میشود.
- دیه فلج کردن هر عضوی که دیه معین دارد دو ثلث دیه همان عضو است و دیه قطع کردن عضو فلج ثلث دیه همان عضو است.
- هرگاه مجنیعلیه ولی نداشته باشد دادستان کل کشور بمنزله ولی او است و موظف است حق او را بدون عفو استیفا نماید.
- دیه سقط جنین به ترتیب زیر است: ۱- دیه نطفه که در رحم مستقر شده بیست دینار. ۲- دیه علقه که خون بسته است چهل دینار. ۳- دیه مضغه که به صورت گوشت درآمده است شصت دینار. ۴- دیه جنین در مرحلهای که بصورت استخوان درآمد و هنوز گوشت نروئیده است هشتاد دینار. ۵- دیه جنین که گوشت و استخوان بندی آن تمام شده و هنوز روح در آن پیدا نشده یکصد دینار. تبصره- در مراحل فوق هیچ فرقی بین دختر و پسر نمیباشد. ۶- دیه جنین که روح در آن پیدا شده است اگر پسر باشد دیه کامل و اگر دختر باشد نصف دیه کامل.
- هرگاه در اثر کشتن مادر، جنین سقط شود دیه جنین در هر مرحلهای که باشد بر دیه مادر افزوده میشود.
- هرگاه زنی جنین خود را سقط کند دیه آن را در هر مرحلهای که باشد باید بپردازد و خود از آن دیه سهمی نمیبرد.
- هرگاه چند جنین در یک رحم باشند بعدد هر یک از آنها دیه جداگانه خواهد بود.
- دیه اعضاء جنین و جراحات آن به دنسبت دیه همان جنین است.
- دیه سقط جنین در موارد عمد و شبه عمد بر عهده جانی است و در موارد خطاء محض بر عاقله اوست خواه روح پیدا کرده باشد و خواه نکرده باشد.
- سقط جنین قبل از پیدایش روح، کفاره ندارد و کفاره و همچنین دیه کامل او بعد از احراز حیات او خواهد بود. سی و یکم- دیه جنایتی که بر مرده واقع میشود
- دیه جنایتی که بر مرده مسلمان واقع میشود به ترتیب زیر است: الف- بریدن سر یکصد دینار. ب- بریدن هر دو دست یا هر دو پا یکصد دینار و بریدن یکدست یا یک پا پنجاه دینار و بریدن یک انگشت از دست یا یک انگشت از پا ده دینار و قطع یا نقص سائر اعضاء و جوارح بهمین نسبت ملحوظ میگردد. تبصره ۱- فرقی در حکم مزبور بین زن و مرد و کوچک و بزرگ نیست. تبصره ۲- دیه مذکور در این ماده بعنوان میراث به ورثه نمیرسد بلکه مال خود میت محسوب شده و بدهی او از آن پرداخت میگردد و در راههای خیر صرف میشود. سی و دوم- دیه جنایت بر حیوان
- هرگاه کسی حیوان حلال گوشت دیگری را که گوشت آن معمولا خوراکی است بدون اذن صاحب آن با ذبح شرعی بکشد باید تفاوت بین زنده و ذبح شده آنرا بپردازد وگرنه باید قیمت روز اتلاف پرداخت شود. تبصره ۱- اجزاء قابل استفاده مردار مانند پشم و مو و کرک متعلق به صاحب حیوان است و از قیمت آن کم میشود. تبصره ۲- صاحب حیوان حق ندارد حیوان ذبح شده را برگرداند و حتماً خواهان مثل یا قیمت آن شود. تبصره ۳- هرگاه حیوان ذبح شده بطور کلی بیارزش شود بمنزله آنست که مردار شده باشد.
- قطع یا شکستن اعضاء حیوان در صورتیکه زنده بماند موجب پرداخت تفاوت میان سالم و معیوب میباشد و در صورتیکه باعث تلف شدن او بشود موجب قیمت آن میگردد.
- هرگاه حیوان حرام گوشت که با ذبح شرعی استفاده از آن جائز است، با ذبح شرعی از بین برود باید تفاوت قیمت پرداخت شود و اگر از راه غیر شرعی کشته گردد قیمت زنده آن پرداخت میشود و اجزاء قابل استفاده آن متعلق به صاحب حیوان است و از قیمت آن کم میشود.
- حیوان حلال گوشت که عادتاً گوشت آنها خورده نمیشود مانند: اسب، ذبح شرعی آنها بمنزله مردار نمودن آنها و موجب پرداخت تمام قیمت خواهد بود.
- اتلاف اشیائی از مسلمان که قابل تملک مسلمین نمیباشد مانند: خوک و شراب ضمانآور نیست. سی وسوم- دیه سگها
- دیه سگ به ترتیب زیر است: ۱- سگ شکاری چهل درهم خواه آموزش یافته باشد یا نباشد. ۲- سگ گله بیست درهم. ۳- سگ نگهبان منزل یا باغ بیست درهم. ۴- سگ مزرعه، محصول یک هکتار غله مانند گندم. تبصره ۱- غیر از سگهای مذکور هیچ سگی ملک مسلمان نخواهد شد و اتلاف آن نیز ضمانی ندارد. تبصره ۲- آنچه بعنوان دیه برای از بین بردن سگها بیان شده است نباید از آنها تجاوز نمود و چیزی را بعنوان قیمت سگ دریافت کرد.
- هرگاه سگی غصب شود و بدون اتلاف غاصب از بین برود غاصب ضامن قیمت آن خواهد بود نه دیه آن و هرگاه نقص یا عیبی بدون جنایت بر آن وارد شود غاصب عهدهدار ارش آن میباشد.
- جنایت بر سگی که دیه دارد موجب ارش میشود و به همان نسبت از دیه پرداخت میگردد.
- در کلیه مواردی که بموجب مقررات این قانون ارش منظور گردیده و یا تعیین خسارت بنظر قاضی واگذار شده است قاضی با در نظر گرفتن دیه کامله انسان و نوع و کیفیت جنایت و میزان خسارت وارده مقدار دیه و خسارت را تعیین مینماید.