ماده ۴۴۹
– از بین بردن حس شنوایی مجموع دو گوش دیه کامل واز بین بردن حس شنوایی یک گوش نصف دیه کامل دارد گرچه شنوایی یکی از آن دو قویتر از دیگری باشد.
متن موجود؛ کاملبودن بررسینشده
نسخ در منبع اعلام شده؛ مستقلاً بررسی نشده
– از بین بردن حس شنوایی مجموع دو گوش دیه کامل واز بین بردن حس شنوایی یک گوش نصف دیه کامل دارد گرچه شنوایی یکی از آن دو قویتر از دیگری باشد.
– هرگاه کسی فاقد حس شنوایی یکی از گوشها باشد کر کردن گوش سالم او نصف دیه دارد.
– هرگاه معلوم باشد که حس شنوایی برنمیگردد یا دو نفر عادل اهل خبره گواهی دهند که برنمیگردد دیه مستقر میشود و اگر اهل خبره امید به برگشت آن را پس از گذشت مدت معینی داشته باشد و با گذشتن آن مدت شنوایی برنگردد دیه استقرار پیدا میکند و اگر شنوایی قبل از دریافت دیه برگردد ارش ثابت میشود و اگر بعد از دریافت آن برگردد دیه مسترد نمیشود و اگر مجنیعلیه قبل از دریافت دیه بمیرد دیه ثابت خواهد بود.
– هرگاه با بریدن هر دو گوش شنوایی از بین برود دو دیه کامل لازم است و هرگاه با بریدن یک گوش حس شنوایی به طور کلی از بین برود یک دیه کامل و نصف دیه لازم میشود اگر با جنایت دیگری حس شنوایی از بین برود هم دیه جنایت لازم است و هم دیه شنوایی. تبصره- هرگاه دو نفر عادل اهل خبره گواهی دهند که شنوایی از بین نرفته ولی در مجرای آن نقصی رخ داده که مانع شنوایی است همان دیه شنوایی ثابت است.
– هرگاه کودکی که زبان باز نکرده در اثر کر شدن نتواند سخن بگوید جانی علاوه بر دیه شنوایی به پرداخت ارش محکوم میشود.
– هرگاه در اثر جنایتی حس شنوایی و گویایی از بین برود دو دیه کامل دارد.
– اگر کسی سبب پارهشدن پرده گوش دیگری شود محکوم به پرداخت ارش است.
– در صورت اختلاف جانی و مجنیعلیه هرگاه با نظر خبره معتمد موضوع روشن نشود مورد از باب لوث است و مجنیعلیه با قسامه دیه را دریافت خواهد کرد. فصل بیست و یکم- دیه بینایی
– از بین بردن بینایی دو چشم دیه کامل دارد و از بین بردن بینایی یک چشم نصف دیه کامل دارد. تبصره- فرقی در حکم مذکور بین چشم تیزبین یا لوچ یا شب کور و مانند آن نمیباشد.
– هرگاه با کندن حدقه چشم، بینایی از بین برود دیه آن بیش از دیه کندن حدقه نخواهد بود و اگر در اثر جنایت دیگر مانند شکستن سر، بینایی از بین برود هم دیه جنایت یا ارش آن لازم است و هم دیه بینایی.
– در صورت اختلاف بین جانی و مجنیعلیه با گواهی دو مرد خبره عادل یا یک خبره مرد و دو زن خبره عادل به اینکه بینایی از بین رفته و دیگر برنمیگردد یا اینکه بگویند امید به برگشت آن هست ولی مدت آن را تعیین نکنند دیه ثابت میشود و همچنین اگر برای برگشت آن مدت متعارفی تعیین نمایند و آن مدت سپری شود و بینایی برنگردد دیه ثابت خواهد بود. و هرگاه مجنیعلیه قبل از سپری شدن مدت تعین شده بمیرد دیه استقرار مییابد و همچنین اگر دیگری حدقه او را بکند دیه بینایی بر جانی اول ثابت خواهد بود. و هرگاه بینایی برگردد و شخص دیگری آن چشم را بکند، بر جانی اول فقط ارش لازم میباشد.
– هرگاه مجنیعلیه مدعی شود که بینایی هر دو چشم یا یک چشم او کم شده به ترتیب با آزمایش و سنجش با همسالان یا با مقایسه با چشم دیگرش به نسبت تفاوت دیه پرداخت میشود و در صورتی که از طریق آزمایش علم حاصل نشود از طریق قسامه اقدام میشود.
– هرگاه مجنیعلیه ادعا کند که بینایی او زایل شده و شهادتی از متخصصان در بین نباشد حاکم او را با قسامه سوگند میدهد و به نفع او حکم صادر میکند. تبصره- قسامه برای کوری دو چشم شش قسم و برای کوری یک چشم سه قسم و برای کم شدن بینایی به نسبت کم شدن آن میباشد اعم از اینکه مدعی به تنهایی قسم یاد کند یا با افراد دیگر. فصل بیست و دوم- دیه حس بویایی
– از بین بردن حس بویایی هر دو مجرای بینی دیه کامل دارد و در صورت از بین بردن بویایی یک مجرا نصف دیه است و قاضی در مورد اخیر قبل از صدور حکم باید به طرفین تکلیف صلح بنماید.
– در صورت اختلاف بین جانی و مجنیعلیه هرگاه با آزمایش یا با مراجعه به دو متخصص عادل از بین رفتن حس بویایی یا کم شدن آن ثابت نشود با قسامه (طبق تبصره ماده ۴۶۱) به نفع مدعی حکم میشود.
– هرگاه حس بویایی قبل از پرداخت دیه برگردد ارش آن پرداخت خواهد شد و اگر بعد از آن برگردد باید مصالحه نمایند و اگر مجنیعلیه قبل از سپری شدن مدت انتظار برگشت بویایی بمیرد دیه ثابت میشود.
– هرگاه در اثر بریدن بینی حس بویایی از بین برود دو دیه لازم میشود و اگر در اثر جنایت دیگر بویایی از بین رفت دیه جنایت بر دیه بویایی افزوده میشود و اگر آن جنایت دیه معین نداشته باشد ارش آن بر دیه بویایی اضافه خواهد شد. فصل بیست و سوم- دیه چشایی
– از بین بردن حس چشایی موجب ارش است.
– هرگاه با بریدن زبان حس چشایی از بین برود بیش از دیه زبان نخواهد بود و اگر با جنایت دیگری حس چشایی از بین برود دیه یا ارش آن جنایت بر ارش حس چشایی افزوده میگردد.
– در صورتی که حس چشایی برگردد ارش مسترد میشود.
– اگر با مراجعه به دو نفر کارشناس عادل مقدار جنایت روشن شود طبق آن عمل میشود و گرنه در صورت لوث، با قسامه مدعی حسب مورد حکم به نفع او صادر خواهد شد. فصل بیست و چهارم- دیه صوت و گویایی
– ازبین بردن صوت شخص به طور کامل که نتواند صدایش را آشکار کند دیه کامل دارد گرچه بتواند با اخفات و آهسته صدایش را برساند.
– از بین بردن گویایی به طور کامل که نتواند اصلا سخن بگوید نیز دیه کامل دارد.
– در جنایتی که موجب نقصان صوت شود ارش است.
– ارش جنایتی که باعث از بین رفتن صوت نسبت به بعضی از حروف شود باید با مصالحه معلوم گردد. فصل بیستوپنجم- دیه زوال منافع
– جنایتی که موجب سلس و ریزش ادرار شود به ترتیب زیر ارش دارد: الف- در صورت دوام آن در کلیه ایام تا پایان هر روز دیه کامل دارد. ب- در صورت دوام آن در کلیه روزها تا نیمی از هر روز دو ثلث دیه دارد. ج- در صورت دوام آن در کلیه روزها تا هنگام برآمدن روز ثلث دیه دارد. تبصره- هرگاه سلس و ریزش ادرار در بعضی از روزها بود و بعداً خوب شود جریمه آن با نظر حاکم تعیین میشود.
– اعمال ارتکابی زیر باعث ارش است. الف- باعث از بین رفتن انزال شود. ب- قدرت تولید مثل و بارداری را از بین ببرد. ج- لذت مقاربت را از بین ببرد.
– جنایتی که باعث از بین رفتن توان مقاربت به طور کامل شود دیه کامل دارد.
– در هر جنایتی که موجب زوال یا نقص بعضی از منافع گردد مانند خواب – لمس یا موجب پدید آمدن بعضی از بیماریها شود و دیه آن مشخص نشده باشد ارش تعیین میشود.
– هرگاه آلت رجولیت مرد از محل ختنهگاه و یا بیشتر قطع شود دیه کامل دارد و کمتر از ختنهگاه به نسبت مساحت ختنهگاه احتساب میگردد و به همان نسبت از دیه پرداخت خواهد شد.