- تخلفات عمده که منظور ماده بالاست عبارت از تخلفاتی است که متضمن ارتکاب یکی از اعمال ذیل بر علیه اشخاص یا اموال موردحمایت این قرارداد باشد قتل عمدی- شکنجه و رفتار خلاف انسانیت به انضمام آزمایشهای بیولژی ایراد تألمات شدید بعمد یا لطمه بهتمامیت جسمانی یا سلامت- وادارساختن اسیر جنگی بخدمت در نیروهای مسلح دولت خصم یا محروم ساختن او از حق دادرسی منظم و بیطرفانه طبق مفاد این قرارداد.
- هیچ دولت متعاهدی نمیتواند خود یا دولت متعاهد دیگری را از مسئولیتهایی که بهعلت تخلفات مذکور در ماده بالا به خود او یا بدولت متعاهد دیگر متوجه است معاف سازد.
- در مورد هرگونه ادعای نقض قرارداد بر حسب تقاضای یک دولت متخاصم تحقیقاتی بر طبق ترتیبی که بین دولتهای ذینفع داده خواهد شد بهعمل خواهد آمد. چنانچه بین دولتهای مزبور نسبت بهطرز تحقیق توافق حاصل نشود دول مزبور یکنفر داور انتخاب خواهند کرد که طرز اقدام را معین نماید. پس از آن که نقض قرارداد محرز شود دولتهای متخاصم هر چه زودتر به آن پایان خواهند داد و از آن جلوگیری خواهند کرد.
بخش دوم) مقررات نهایی
- این قرارداد بفرانسه و انگلیسی تحریر شده و هر دو متن متساویاً معتبرند. شورای متحده سویس ترجمه رسمی آنرا به زبان روسی و اسپانیولی تهیه خواهد کرد.
- این قرارداد در روابط بین دولتهای معظمه متعاهد جانشین قرارداد مورخ بیست و هفتم ژویه ۱۹۲۹ خواهد بود.
- در روابط بین دولتهایی که بهموجب قرارداد لاهه راجع به قوانین و رسوم جنگ زمینی متعهد و ملتزم میباشند خواه تعهد مزبور طبق قرارداد ۲۹ ژویه ۱۸۹۹ و خواه طبق قرارداد مورخ ۱۸ اکتبر ۱۹۰۷ باشد در صورتیکه دولتهای مزبور در این قرارداد شرکت کنند این قرارداد مکمل فصل دوم آییننامه پیوست قراردادهای مذکور لاهه خواهد بود.
- این قرارداد که بتاریخ امروز است ممکن است تا ۱۲ فوریه ۱۹۵۰ بنام دولتهای عضو کنفرانس که در تاریخ ۲۱ آوریل ۱۹۴۹ در شهر ژنوشروع شده و همچنین توسط دولی که در کنفرانس مزبور شرکت نکردهاند ولی در قرارداد مورخ ۲۷ ژوییه ۱۹۲۹ شرکت دارند امضا شود.
- این قرارداد هر چه زودتر به تصویب خواهد رسید و اسناد تصویب آن به برن تسلیم خواهد شد. در موقع تسلیم هر سند تصویب صورت مجلس تنظیم خواهد شد که یک نسخه مصدق آن توسط شورای متحده سویس به کلیه دولی که قرارداد امضاکرده یا الحاق خود را به آن اعلام نمودهاند ارسال خواهد شد.
- این قرارداد ششماه پس از آن که لااقل دو سند تصویب تسلیم شود اعتبار خواهد یافت. بعداً برای هر دولت معظم متعاهد پس از ششماه از تاریخی که سند تصویب خود را تسلیم کند معتبر خواهد بود.
- این قرارداد بهمحض این که اعتبار یافت برای الحاق هر دولتی که آن را امضا نکرده باشد مفتوح خواهد بود.
- هر الحاق باید کتباً به شورای متحده سویس ابلاغ شود و ششماه پس از تاریخ وصول ابلاغ اعتبار خواهد یافت. شورای متحده سویس الحاقها را به دولی که قرارداد را امضا یا الحاق خود اعلام کردهاند اطلاع خواهد داد.
- بهمحض این که موقعیتهای مذکور در مواد ۲ و ۳ پیش آید بلافاصله تصویبها و الحاقهایی که از طرف دول متخاصم قبل یا بعد از شروع مخاصمات یا اشغال تسلیم یا ابلاغ شده باشد رسمیت خواهد یافت. ابلاغ تصویبها یا الحاقهای واصله از دولتهای متخاصم به توسط شورای متحده سویس باسرع طرق صورت خواهد گرفت.
- هر یک از دول معظمه متعاهد حق فسخ این قرارداد را دارد.فسخ آن باید کتباً به شورای متحده سویس اطلاع داده شود و شورای نامبرده مراتب را بکلیه دول معظمه متعاهد ابلاغ خواهد کرد. فسخ پس از یکسال از تاریخ ابلاغ آن به شورای متحده سویس رسمیت خواهد یافت ولی چنانچه دولت فسخکننده در جنگی وارد باشد مادام کهعهدنامه صلح منعقد نشده و در هر حال مادام که عملیات استخلاص و بازگشت اشخاص مورد حمایت این قرارداد پایان نیافته رسمیت نخواهد یافت. فسخ فقط درباره فسخکننده معتبر است و نسبت بتعهداتی که دولتهای متخاصم مکلفند بهموجب اصول حقوق بشر ناشیه از رسوم مقرره بین ملل متمدن و قوانین انسانیت و مقتضیات وجدان عمومی اجرا نمایند بلااثر خواهد بود.
- شورای متحده سویس این قرارداد را در دبیرخانه سازمان ملل متحد بثبت خواهد رسانید. همچنین هر تصویب یا الحاق یا فسخی که درمورد این قرارداد دریافت نماید بدبیرخانه سازمان نامبرده اطلاع خواهد داد. در تصدیق مراتب بالا امضاکنندگان زیر که اعتبارنامههای خود را تسلیم نمودهاند این قرارداد را امضا کردند. در شهر ژنو بتاریخ ۱۲ اوت ۱۹۴۹ به زبانهای فرانسه انگلیسی تحریر شد. نسخه اصلی در بایگانی کشور متحده سویس ضبط میشود شورای متحده سویس یک رونوشت مصدق قرارداد را بهر یک از دولتهای #امضاکننده وهمچنین بهدولی که بهاین قرارداد ملحق شوند ارسال خواهند داشت.
پیوست شماره ۱ – موافقتنامه نمونه راجع ببازگشت مستقیم اسیران جنگی و بستری شدن آنان در بیمارستانهای کشور بیطرف (رجوع شود بماده ۱۱۰)
۱- اصول مربوط به بازگشت مستقیم و بستری شدن در کشور بیطرف.
الف- بازگشت مستقیم بمیهن اشخاص ذیل مستقیماً به میهن خود اعاده خواهند شد:
۱- کلیه اسیران جنگی که بر اثر جراحت دچار معلولیتهای ذیل شوند: فقدان یک عضو- فلج- ناتوانی مفاصل یا غیر مشروط بهاینکه ناتوانی مزبور لااقل عبارت از فقدان یک دست یا یکپا و یا معادل یا فقدان یک دست و یکپا باشد. موارد ذیل معادل فقدان یک دست و یکپا تلقی میشود ولی ذکر این موارد نباید سبب شود که بر تعبیر و تفسیر وسیعتری درباره بند بالا لطمه وارد آید. الف- فقدان دست- فقدان کلیه انگشتان- فقدان شست و سبابه یکدست- فقدان پا یا فقدان کلیه انگشتان و استخوانهای متارزین Metarsiens یک پا. ب- اعوجاج استخوان – فقدان نسخ استخوانی- جمع شدن پوست بر اثر جراحت که موجب سلب عمل یکی از مفصل عمده یا کلیه مفاصل یک دستشود. ح- پسودارتورز Pseudarthrose استخوانهای بلند. د- تغییر شکل ناشیه از شکستگی استخوان یا سانحه دیگر که در نتیجه آن فعالیت یا استعداد حمل اشیا سنگین فوقالعاده تقلیل یافته باشد.
۲- کلیه اسیران جنگی مجروح که وضع جراحت آنها طوری مزمن شده باشد که پیشبینی شود که مجروح مزبور باید وجود معالجه در ظرف یکسال پس از تاریخ جراحت بهبودی نیابد. مثلاً مانند موارد ذیل: الف- وجود قطعات گلوله در قلب ولو آن که کمیسیون پزشگی[پزشکی] مختلط در موقع معاینه اختلال مهمی مشاهده نکرده باشد. ب- قطعات فلز در مغز یا ریه ولو آنکه کمیسیون پزشگی[پزشکی] مختلط در موقع معاینه نتواند عکسالعمل محلی یا عمومی مشاهده کند. ج- استومینلیت Osteomynelite که علاج آن در ظرف یکسال از تاریخ جراحت پیشبینی نشود و ظاهراً چنین معلوم باشد که به انکیلوز Ankyloseیک مفصل باید اختلالات دیگری که معادل فقدان یکدست یا یک پا باشد منتهی خواهد شد. د- جراحت نافذ و چرکین مفاصل بزرگ. ه- جراحت جمجمه یا فقدان یا تغییر مکان نسخ استخوانی. و- جراحت یا سوختگی صورت با فقدان نسج و جراحات مربوطه به وظائفالاعضا. ز- جراحت نخاع شوکی. ح- جراحت اعصاب محیطی که عواقب آن معادل فقدان یکدست یا یک پا باشد و علاج آن بیش از یکسال از تاریخ وقوع جراحت طول بکشد مانند جراحت Plexusdrachiel یا Lombo Ssacre اعصاب وسطی یا سفاتیک و جراحت مشترک اعصاب ساعد و بازو و اعصاب مشترک ساق یافخذ و غیره- جراحت مجزای اعصاب ساعد- بازو ساق یا فخذ موجب بازگشت بمیهن نخواهد بود مگر در صورت انقباضات یا اختلالاتنوروتروفیک Neurotrophique مهم. ط- جراحت جهات میز راه که عمل آن را شدیداً لطمه زده باشد.
۳- کلیه اسیران جنگی بیمار که بیماری آنها طوری مزمن شده باشد که علاج آنها با وجود معالجه در ظرف یکسال از تاریخ شروع بیماری پیشبینینشود مثلاً در موارد ذیل: الف- سل متحول هر عضوی از بدن که طبق پیشبینی طبی نتوان بهوسیله درمان در کشور بیطرف معالجه کرد یا لااقل بهبودی مهمی به آن بخشید. ب- ذاتالجنب چرکی . ج- بیماریهای شدید آلات تنفسی که ناشی از سل نبوده و غیر قابل علاج تصور شود مانند اتساع شدید مجاری ریه (با یا بدون برونشیت) تنگی نفسمزمن برونشیت مزمن که بیش از مدت یکسال اسارت طول بکشد- برونکتازی و غیره. ) رأی کمیسیون پزشگی[پزشکی] محتلط[مختلط] بیشتر متکی بملاحظات پزشگ[پزشک] بازداشتگاه و پزشگان[پزشکان] هم میهن اسیران جنگی و متکی بمعاینه پزشکان متخصصمتعلق بهدولت بازداشتکننده خواهد بود). د- بیماریهای مزمن و شدید دستگاه جریان خون از قبیل عوارض و دریچهها و میوکارد( که در دوره اسارت علائم عدم جبران بروز داده باشد ولو آنکه کمیسیون مختلط در موقع معاینه علائم مزبور را نبیند- عوارض پریکارد و عروق (بیماری بورگر Bueruger یا آنوریسم Anevlisme عروق بزرگ) و غیره. ه- عوارض مزمن شدید جهاز هاضمه از قبیل زخم معده یا قرحهاثنیعشره عواقب عمل جراحی معده که در دوره اسارت صورت گرفته باشد-گاستریب Gastrite آنتریت Enterite یا کولیت Colite مزمن که بیش از یکسال طول بکشد و وضع عمومی مزاح را قویاً مختل سازد- استسقایکبد- کلهسیستوپاتی مزمن Cholecystopathie و غیره. و- عوارض مزمن شدید آلات تناسلی و میزراه از قبیل بیماریهای مزمن کلیه یا اختلالات ناشیه از آن- نفرکتومی Nephrectomie بهعلت سل یکی از کلیهها- پیلیت Pyelite مزمن یا ضیق مجرای مزمن – هیدرویاپیونفروز Hydro ou Pyonephrose عوارض تناسلی شدید مزمن- بارداری و عوارض زایمان هنگامیکه بستری شدن در کشور بیطرف غیر مقدور باشد و غیره. ز- بیماریهای مزمن و شدید دستگاه اعصاب مرکزی و محیطی از قبیل پسیکوزها یا پسیکونوروزهای مشهود Psyshoses ou Psychonevrosesma nifestes مانند صرع شدید و پسیکونوروز اسارت شدید و غیره که رسماً توسط یکنفر متخصص مشاهده شده باشد-هرگونه اپیلپسی Epilepste که رسماً توسط پزشگ[پزشک] بازداشتگاه مشاهده شده باشد- تصلب شرایین مغز- نوریت Nevrite مزمن که بیش از یکسال طول بکشد و غیره. ح- بیماریهای مزمن شدید دستگاه نورووژ تأتیف Neurovegetatif همراه با تقلیل عمده استعداد فکری یا جسمانی: تقلیل عمده وزن و تقلیلفعالیت عمومی. ط- نابینایی دو چشم یا نابینایی یک چشم در حالی که دید چشم دیگر با وجود استعمال عینک اصلاحی کمتر از یک باشد- تقلیل دید که اصلاح آنلااقل در مورد یک چشم به قرار ۲/1میسر نباشد- سایر عوارض مهم چشم از قبیل گلو، کرم ایریتیس Glaucome Iritisو کلوروییدیت Chloroidite و تراخم و غیره. ی- عوارض شنوایی از قبیل کری کامل گوش در حالی که یک گوش دیگر حرف عادی را از یک متر فاصله نشنود و غیره. ک- بیماریهای شدید متابولیسم از قبیل دیابت قندی که مستلزم معالجه با انسولین باشد و غیره. ل- عوارض شدید غدد ترشحی داخلی از قبیل تیرئوتوکسیکوز Thyreotexicose هیپوتیرئوز Hypothireose- بیماری آدین Addisonکارشکسی سیموندز Cachexie de- Simmonds تتانی Tetanie و غیره. م- بیماریهای شدید و مزمن جهاز هماتوپویهتیک Hematopoietique س- مسمومیتهای شدید مزمن از قبیل ساتورنیسم Saturnisme و هیدارارژیریسم Hydrargyrisme و مسمومیت مرفین و کوکایین و الکلیسم ومسمومیت با گاز یا تشعشع و غیره. ع- عوارض مزمن اعضا محرکه که با اختلالات عملی مشهود از قبیل آرتروزهای Arthroses تغییر شکل دهنده- پولیاتریت متحول مزمن درجه اول و دومPolyerthrite رماتیسم با مظاهر کلینیکی شدید و غیره. ف- عوارض جلدی مزمن و شدید که در مقابل معالجه مقاومت کند. ص- هرگونه نئوپلاسم خبیثهNeoplasmemelin. ق- بیماریهای عفونی مزمن شدید که پس از شروع تا مدت یکسال باقی میماند از قبیل مالاریا با اختلالات عضوی بارز- اسهال خونی آمیبی یا باسیلی یا اختلالات عمده سیفلیس درجه ۳ اعضا حفرهای که در مقابل معالجه مقاومت کند- جذام و غیره. ر- کمی ویتامین شدید یا کم بنیه گی شدید.
ب- بستری شدن در بیمارستان در کشور بیطرف اشخاص ذیل برای بستری شدن در بیمارستان در کشور بیطرف معرفی خواهند شد: ۱- کلیه اسیران جنگی مجروح که در اسارت قابل علاج نباشند ولی در صورت بستری شدن در کشور بیطرف بتوان آنها را معالجه نمود یا بهبودیمهمی بحالشان بخشید. ۲- اسیران جنگی که مبتلا بهر نوع سل در هر عضو بدن باشند و معالجه آنها در کشور بیطرف احتمالاً موجب علاج آنان خواهد شد باستثنای سل درجه اول که قبل از اسارت معالجه شده باشد. ۳- اسیران جنگی که مبتلا بهرگونه بیماری باشند که مستلزم معالجه یکی از اعضای جهاز تنفسی- دوران دم- هاضمه- اعصاب- احساس-تناسلی و میزراه- جلدی- محرکه و غیره باشد و معالجه آن ظاهراً در کشور بیطرف مؤثرتر از حالت اسارت باشد. ۴- اسیران جنگی که در اسارت بهعلت درد کلیه غیر سلی کلیه آنها بر داشته شده و یا مبتلا به اوستومیلیت Osteomyelitn در حال علاج یا در حال کمون و یا مبتلا به دیابت قندی باشند که مستلزم معالجه با انسولین نباشد و غیره. ۵- اسیران جنگی مبتلا به نوروز Nevrose که بر اثر جنگ یا بر اثر اسارت پیدا شده باشد. نوروزهای اسارتی که پس از سه ماه بستری شدن در بیمارستان کشور بیطرف معالجه نشود یا بعد از سه ماه بهطور وضوح رو به بهبودی قطعی نرود مبتلایان آن بمیهن خود اعاده خواهند شد. ۶- کلیه اسیران جنگی که مبتلا بمسمومیت مزمن شده باشند (گازها- فلزات- مواد غلیایی[قلیایی] و غیره) و احتمال معالجه آنها در کشور بیشتر باشد. ۷- کلیه اسیران جنگی از طائفه نسوان که حامله یا تازهزا باشند باتفاق کودکان شیرخوار و اطفال کوچک آنها. اشخاص ذیل از بستری شدن در کشور بیطرف مستثنی خواهند بود: ۱- کلیه موارد پسیکوز Psychose که رسماً تشخیص شده باشد. ۲- کلیه بیماریهای عصبی عضوی یا حرکتی که عرفاً لاعلاجاند. ۳- کلیه بیماریهای واگیردار در دوره واگیری باستثنای سل.
۲- ملاحظات عمومی ۱- شرایط معینه فوق باید بهطور کلی در کمال سعه نظر تفسیر و اجرا شود. حالات نوروپاتی و پسیکوپاتی Entats nevropathiques et psychopathiques که بر اثر جنگ یا اسارت ظاهر شود باید مخصوصاً از اینسعه نظر برخوردار شوند اسیران جنگی که چندین زخم برداشتهاند و هیچیک از آنها جداگانه مجوز اعاده به میهن نیست با توجه بحالت روحی آنها که ناشی از تعدد زخمهاست با همان سعه نظر مورد معاینه قرار خواهند گرفت. ۲- کلیه موارد غیر قابل تردیدی که حق اعاده مستقیم بمیهن میدهد (قطع یکی از اعضا- نابینایی یا کری کامل- سل ریوی مفتوح- بیماری دماغی- نئوپلاسم خبیث و غیره) هر چه زودتر توسط پزشگان[پزشکان] بازداشتگاه و کمیسیونهای اطبای نظامی که توسط دولت بازداشتکننده تعیین میشوند معاینه و به کشور خود بازگشث[بازگشت] داده خواهند شد. ۳- بیماریها یا زخمهای مربوط بقبل از جنگ که شدت نیافته باشند و همچنین زخمهای جنگ که مانع عودت بخدمت نظام نشده باشد سبب حقبازگشت بمیهن نخواهد گردید. ۴- مقررات حاضر در کلیه دول متخاصم بهیک نحو تفسیر و اجرا خواهد شد دولتها و مقامات ذیربط کلیه تسهیلات لازم را برای کمیسیونهای پزشکی مختلط در اجرای وظیفه خود فراهم خواهند ساخت. ۵- مثالهای مذکور در قسمت (۱) فوق فقط بهعنوان مورد نمونه ذکر گردیده است. کسانی که وضعشان کاملاً با این مقررات تطبیق نکند با روح مفاد ماده ۱۱۰ این قرارداد و با اصول مندرج در این موافقتنامه مورد قضاوت قرار خواهند گرفت.
پیوست شماره ۲ – آییننامه کمیسیونهای پزشگی[پزشکی] مختلط (رجوع شود بماده ۱۱۲)
- کمیسیونهای پزشگی[پزشکی] مختلط مذکور در ماده ۱۱۲ قرارداد مرکب از سه عضو خواهند بود که دو نفر از آنها متعلق بهیک کشور بیطرف بوده ونفر سوم توسط دولت بازداشتکننده معین خواهد شد. ریاست کمیسیون با یک از اعضای بیطرف خواهد بود.
- دو عضو بیطرف بر حسب تقاضای دولت بازداشتکننده توسط کمیته بینالمللی صلیب سرخ با موافقت دولت حامی تعیین خواهند شد.محل اقامت آنها خواه در کشور خودشان و خواه در کشور بیطرف دیگر و خواه در کشور بازداشتکننده باشد علیالسویه است.
- اعضای بیطرف باید توسط دولتهای متخاصم مورد پذیرش واقع شوند و دولتهای نامبرده موافقت خود را بکمیته بینالمللی صلیب سرخ ودولت حامی اعلام خواهند داشت. بهمحض اعلام این موافقت انتصاب اعضای مزبور رسمیت خواهد یافت.
- یکعده اعضای علیالبدل نیز بتعداد کافی معلوم خواهند شد که در صورت لزوم جانشین اعضا اصلی شوند. تعیین آنها با اعضا اصلی یکجا و یا لامحاله در اسرع وقت صورت خواهد گرفت.
- چنانچه کمیته بینالمللی صلیب سرخ بهعلتی قادر بتعیین اعضا بیطرف نباشد اعضا مزبور توسط دولت حامی تعیین خواهند شد.
- حتیالامکان یکی از دو عضو بیطرف پزشگ[پزشک] و دیگری جراح خواهد بود.
- اعضا بیطرف در قبال دولت متخاصم از استقلال کامل برخوردار خواهند بود و دول مزبور باید همه گونه تسهیلات را برای اجرای وظیفه آنان فراهم آورند.
- کمیته بینالمللی صلیب سرخ با موافقت دولت بازداشتکننده در موقع انتصابات مذکور در مواد ۲ و ۴ این آییننامه شرایط خدمت اشخاص ذینفع را تعیین خواهد نمود.
- همینکه پذیرش اعضا بیطرف برسد کمیسیونهای پزشگی[پزشکی] مختلط هر چه زودتر و در هر حال در ظرف سه ماه از تاریخ پذیرش شروع بکارخواهند کرد.
- کمیسیونهای پزشگی[پزشکی] مختلط کلیه اسیران موضوع ماده ۱۱۳ قرارداد را معاینه و بازگشت آنها را بمیهن یا استثنا از بازگشت و یا تعلیق بازگشت آنها را بمعاینه ثانوی پیشنهاد خواهند کرد. رأی کمیسیونها با اکثریت آرا خواهد بود.
- رأی کمیسیون در هر مورد بخصوص در ظرف یکماه از تاریخ معاینه بهدولت بازداشتکننده و دولت حامی و کمیته بینالمللی صلیبسرخ ابلاغ خواهد شد بعلاوه کمیسیون پزشگی[پزشکی] مختلط رأی متخذه درباره هر اسیری را که معاینه نموده بهخود او ابلاغ خواهد نمود و به کسانی که برای بازگشت به میهن پیشنهاد کرده گواهینامه طبق نمونه پیوست تسلیم خواهد کرد.
- دولت بازداشتکننده مکلف است آرا کمیسیون پزشگی[پزشکی] مختلط را در ظرف سه ماه از تاریخ ابلاغ بهموقع اجرا گذارد.
- در کشوری که فعالیت یک کمیسیون پزشگی[پزشکی] مختلط مورد ضرورت است اگر پزشک بیطرف وجود نداشته باشد و اگر بهعلتی تعیین پزشکان بیطرف مقیم کشور دیگر میسر نباشد دولت بازداشتکننده با موافقت دولت حامی یک کمیسیون پزشکی تشکیل خواهد داد که همان وظایفکمیسیون پزشکی مختلط را باستثنای مفاد مواد ۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۶ و ۸ این آییننامه انجام خواهد داد.
- کمیسیونهای پزشگی[پزشکی] مختلط به طور دائم انجام وظیفه خواهند کرد و هر بازداشتگاه را در فواصلی که کمتر از ششماه نباشد سرکشی خواهند کرد.
پیوست شماره ۳ – آییننامه اعانات دستهجمعی به اسیران جنگی (رجوع شود بماده ۷۳)
- معتمدین اجازه خواهند داشت امانات محتوی اعانات دستهجمعی را که ابوابجمع آنها میشود به کلیه اسیرانی که از نظر اداری جزوبازداشتگاه آنها باشند به انضمام کسانی که در بیمارستانها یا در زندانها یا در سایر دارالتأدیبها اقامت دارند تقسیم نمایند.
- تقسیم امانات محتوی اعانات دستهجمعی طبق دستور اهداکنندگان و موافق نقشهای که معتمدین ترتیب خواهند داد صورت خواهد گرفت.لیکن تقسیم کمکًًهای طبی مرجحاً با موافقت سرپزشگان[سرپزشکان] انجام خواهد شد و سرپزشگان[سرپزشکان] میتوانند در بیمارستانها و نقاهتخانهها از دستوراهداکنندگان تا حدی که حوائج بیماران ایجاب مینمایند تجاوز کنند. در حدودی که بدینطریق تعیین میشود تقسیم هدایا همواره بهطرزی عادلانه صورت خواهد گرفت.