آرتادادپایگاه قوانین و مقرراتکتابخانه من
قانونمتن گردآوری‌شده

قانون دادرسی و کیفر ارتش (منسوخ)

متن موجود؛ کامل‌بودن بررسی‌نشده

دسته‌بندی‌نشدهتاریخ سند: ثبت نشده۲۵۷ بخش
متن در پایگاه گردآوری شده است؛ کامل‌بودن سند و اعتبار جاری آن مستقلاً تأیید نشده‌اند.

نسخ در منبع اعلام شده؛ مستقلاً بررسی نشده

ماده ۲۱۱

- چنانچه متهم مقصر شناخته شود دادرس‌ها در تعیین میزان کیفر با هم شور می‌کنند در میزان کیفر رای اکثریت مناط اعتبار است.

ماده ۲۱۲

- در صورت تحقق ارتکاب چندین جنحه و جنایت شدیدترین کیفر جراء می‌شود. تبصره- در مورد نظامیان وظیفه که مرتکب بزه فرار از خدمت نظام وظیفه و یک یا چند بزه دیگر شده‌اند حکم تعدد بزه در صورتی جاری است که‌ مرتکب به یک سال یا بیشتر حبس محکوم شده باشد که در این صورت همان کیفر حبس درباره او اجراء و پس از اتمام کیفر باقی‌مانده مدت خدمت نظام‌ وظیفه را باید انجام دهد و در صورتی که به کمتر از یک سال حبس محکوم گردد حکم تعدد بزه درباره او اعمال نشده و بعد از اجراء کیفر حبس بر طبق‌ مقررات ماده ۳۵۸ این قانون با او رفتار خواهد شد.

ماده ۲۱۳

- حکم دادگاه در جلسه عمومی با حضور دادستان و متهم خوانده می‌شود هرگاه در نتیجه دادرسی متهم تبرئه حاصل نماید رئیس دادگاه‌ امر به آزادی او می‌دهد مشروط بر اینکه متهم برای امر دیگری حبس نباشد و همچنین اگر دادگاه تشخیص دهد که عمل ناشی از متهم قانوناً قابل کیفر‌ نیست حکم معافیت او را صادر می‌نماید.

ماده ۲۱۴

- در صورتی که دادگاه عمل منتسب به متهم را بزه تشخیص نداده ولی او را متخلف از نظامات و مقررات انضباطی بشناسد ممکن است‌ بر حسب مورد تنبیه انضباطی را درباره او مقرر دارد.

ماده ۲۱۵

- کسی که به موجب حکم قطعی تبرئه حاصل نموده یا از کیفر معاف شده است نباید به علت همان عمل مجدداً بازداشت یا تعقیب گردد.

ماده ۲۱۶

(منسوخ ۱۳۵۸/۰۶/۱۳)– در حکم دادگاه که صادر می‌گردد نکات مشروحه پائین باید قید شود: ۱- نام و درجات دادرس‌ها ۲- نام و نام خانوادگی و سن و شغل و محل اقامت متهم ۳- موضوع اتهام ۴- خلاصه ادعانامه دادستان و دلائل مذکور‌در آن ۵- قرارهای دیوان حرب که در جریان دادرسی صادر شده از قبیل صلاحیت و سری بودن دادرسی و امثال آن ۶- ماده یا مواد قانونی استنادی‌ دادگاه ۷- رای دادگاه با تذکر اینکه به اکثریت یا به اتفاق صادر شده است. تبصره- حکم دادگاه متضمن نکات بالا به امر رئیس به وسیله منشی تهیه و به امضا رئیس و دادرس‌ها می‌رسد.

ماده ۲۱۷

- رای دادگاه باید مدلل و موجه باشد. پس از خواندن حکم دادگاه هرگاه آن حکم مبنی بر محکومیت متهم باشد رئیس به او تذکر‌ می‌دهد که قانوناً می‌تواند در ظرف پنج روز از آن حکم درخواست تجدیدنظر نماید و این تذکر بایستی در برگ‌های صورتمجلس با تعیین تاریخ قید‌ شده و به امضای رئیس دادگاه و دادستان و خود متهم برسد.

ماده ۲۱۸

- دادستان نیز در صورتی که به حکم دادگاه معترض باشد می‌تواند در ظرف همان مدت درخواست تجدیدنظر نماید.

ماده ۲۱۹

- مدت پنج روزی که دادستان و متهم برای درخواست تجدیدنظر مهلت دارند از روز بعد از اعلام رای شروع شده و آخرین روز هم هرگاه‌ تعطیل باشد محسوب نخواهد شد.

ماده ۲۲۰

- اگر از روی مدارک موجوده یا اظهارات گواه‌ها معلوم شود که ممکن است متهم برای جنحه یا جنایت دیگری غیر از آنچه مورد دادرسی‌ بوده است تعقیب گردد دیوان حرب پس از صدور حکم بر حسب درخواست دادستان و یا راساً مراتب را به فرماندهی که امر به دادرسی داده است‌ اعلام می‌دارد تا در صورت لزوم راجع به سایر اتهامات مورد بازجوئی واقع گردد در این صورت اگر متهم در دادرسی اولی محکوم شده باشد اجرای‌ حکم معوق میماند تا نتیجه تحقیقات بعدی معلوم شود.

ماده ۲۲۱

- هرگاه در ظرف پنج روز مهلت قانونی مقرره در ماده ۲۱۹ هیچ یک از طرفین دعوی (‌دادستان و متهم یا وکیل مدافع) نسبت به حکم‌ دادگاه درخواست تجدیدنظر نکرده باشند حکم دادگاه قطعی شده و با رعایت مقررات مربوطه به موقع اجرا گذاشته می‌شود.

ماده ۲۲۲

- درخواست تجدیدنظر بایستی به دفتر دیوان حرب و یا به دفتر فرماندهی که امر به دادرسی داده است تسلیم گردد تا از طرف فرمانده‌ مربوطه ضمن پرونده امر به دیوان تجدیدنظر احاله شود.

ماده ۲۲۳

- درخواست تجدیدنظر موجب توقیف اجراء حکم دادگاه بدوی خواهد بود.

ماده ۲۲۴

- احکام قطعی دادگاه‌های نظامی بر طبق اوامر فرمانده ناحیه مربوطه و تحت مراقبت دادستان به موقع اجرا گذاشته می‌شود و منشی‌ صورتمجلس آن را تهیه و در پرونده مربوط بایگانی می‌نماید. در ظرف سه روز از تاریخ اجراء حکم دادستان رونوشت حکم را با قید اجراء آن برای‌ رئیس قسمتی که محکوم جزو آن‌ست می‌فرستد.

ماده ۲۲۵

- بزرگ ارتشتاران فرمانده ممکن است راساً یا بنا بر پیشنهاد فرمانده ناحیه مربوطه امر تاخیر اجرای حکم محکومیت قطعی را صادر‌ فرمایند. باب دوم: آیین دادرسی در دادگاه‌های تجدیدنظر

ماده ۲۲۶

- رئیس دیوان تجدیدنظر به متهم یا وکیل مدافع او از پنج تا ده روز مهلت می‌دهد که در ظرف این مدت با مراجعه به پرونده لوایح و‌ یادداشت‌هائی که لازم می‌داند تهیه و تقدیم نماید. منشی دفتر نوشتجاتی را که توسط دادستان یا متهم یا وکیل مدافع او داده شده است به ترتیب تاریخ‌ ثبت می‌نماید.

ماده ۲۲۷

- پس از انقضاء مدت مقرره در ماده قبل دادگاه پرونده را در جلسه مقدماتی به ترتیبی که در مواد ۱۸۷ و ۱۸۸ این قانون مقرر شده است‌ مورد بررسی قرار داده و روز جلسه دادرسی را تعیین و به طرفین اعلام خواهد نمود.

ماده ۲۲۸

- هرگاه درخواست تجدیدنظر نسبت به قرارهای صادره طبق ماده ۱۱۳ دیوان حرب شده باشد دادگاه فقط در همان موضوع قرار رسیدگی‌ نموده و رای خواهد داد. در مورد این ماده رسیدگی خارج از نوبت و در جلسه اداری به عمل می‌آید.

ماده ۲۲۹

- دیوان تجدیدنظر فقط نسبت به اتهامی که در دیوان حرب مورد رسیدگی واقع شده است رسیدگی می‌نماید.

ماده ۲۳۰

- طرفین دعوی ضمن درخواست تجدیدنظر نمی‌توانند از موضوع مورد دادرسی خارج و مطلب دیگری را به میان آورند ولی می‌توانند‌ اسناد و دلایل دیگری را که راجع به موضوع دادرسی است ابراز و اظهار دارند.

ماده ۲۳۱

- هرگاه درخواست تجدیدنظر فقط از طرف دادستان شده باشد متهم می‌تواند به جای اینکه شخصاً خودش حاضر شود وکیل از طرف‌ خود تعیین و معرفی نماید مگر اینکه دادگاه بر حسب اقتضاء مورد حضور او را لازم بداند که در این صورت بایستی شخصاً در دادگاه حاضر شود.

ماده ۲۳۲

- در صورت موجود بودن یکی از علل مذکور در ماده ۴۴ این قانون باید اعتراض قبل از شروع به دادرسی تقدیم شود و دیوان تجدیدنظر‌ قبل از رسیدگی در ماهیت امر به موضوع رسیدگی نموده و رای مقتضی خواهد داد ولی هرگاه موجب رد در ضمن جریان دادرسی پیش بیاید دادگاه در‌ همان موقع به اعتراض رسیدگی خواهد نمود.

ماده ۲۳۳

- دیوان تجدیدنظر پس از رسیدگی می‌تواند بر حسب مورد حکم دیوان حرب را تایید و یا فسخ کند و در صورت فسخ تجدید رسیدگی‌ نموده رای مقتضی صادر خواهد نمود.

ماده ۲۳۴

- هرگاه درخواست تجدیدنظر فقط از طرف متهم شده باشد دیوان تجدیدنظر نمی‌تواند کیفر اولیه را تشدید نماید ولی در موردی که‌ دادستان درخواست تجدیدنظر کرده و موجبات تشدید هم موجود باشد دیوان تجدیدنظر می‌تواند کیفر را به اقتضاء مورد تشدید نماید.

ماده ۲۳۵

- اگر دیوان تجدیدنظر حکم دیوان حرب را به علت عدم صلاحیت محلی فسخ نماید قرار ارجاع قضیه را به دادگاه صلاحیتدار صادر‌ می‌نماید (‌رجوع به ماده ۱۰۰ این قانون).

ماده ۲۳۶

- هرگاه حکم دیوان حرب به علت عدم صلاحیت دادگاه‌های نظامی فسخ شده باشد پرونده امر به نزدیک‌ترین دادسرای شهرستان ارسال و‌ متهم نیز هرگاه بازداشت شده باشد به دادسرای مربوطه تسلیم می‌شود.

ماده ۲۳۷

- سایر ترتیبات رسیدگی و صدور حکم در دیوان تجدیدنظر موافق اصولی است که برای دادرسی در دیوان حرب مقرر شده است.

ماده ۲۳۸

- احکام و قرارهای دیوان تجدیدنظر قطعی بوده و قابل اعتراض نیست جز در مواردی که به موجب ماده ۲۶۹ این قانون قابل رسیدگی‌ فرجامی (‌استدعای تمیز) باشد. باب سوم: دیوان‌های حرب زمان جنگ فصل اول: آیین دادرسی در دیوان‌های حرب زمان جنگ و نقاطی که به حال حکومت نظامی می‌باشند

ماده ۲۳۹

- دیوان‌های حرب نواحی که به حال جنگ و همچنین نقاطی که به حال حکومت نظامی می‌باشند عیناً همان آیین دادرسی که برای‌ دیوان‌های حرب زمان صلح در نواحی نظامی مقرر است معمول و مجری می‌باشد به جز آنچه در مواد مشروحه پائین مصرح است.

ماده ۲۴۰

- وقتی که در موارد منظوره در مواد ۱۳۰ و ۱۳۲ یکی از افسران ضابط نظامی باید در یک بنگاه کشوری یا منازل اشخاص داخل گردد‌ می‌تواند از رعایت مقررات مواد مذکور صرف نظر نموده و مطلب را در صورتمجلس قید کند.

مشخصات منبع و حدود پوشش
نوع سند
قانون
پوشش متن
متن موجود؛ کامل‌بودن بررسی‌نشده
وضعیت اعتبار
نسخ در منبع اعلام شده؛ مستقلاً بررسی نشده
نسخهٔ پایگاه
۱
انتشار صفحهٔ منبع
۱۴۰۰/۵/۷
شناسه
artadad-882052cc982bf20b640f