ماده ۸۴۰
- وصیت به صرف مال در امر غیرمشروع باطل است.
متن موجود؛ کاملبودن بررسینشده
اعتبار جاری بررسی نشده
- وصیت به صرف مال در امر غیرمشروع باطل است.
- موصیٰبه باید ملک موصیٖ باشد و وصیت به مال غیر ولو با اجازه مالک باطل است.
- ممکن است مالی را که هنوز موجود نشده است وصیت نمود.
- وصیت به زیاده بر ثلث ترکه نافذ نیست مگر به اجازه وراث و اگر بعض از ورثه اجازه کند فقط نسبت به سهم او نافذ است.
- هرگاه موصیٰبه مال معینی باشد آن مال تقویم میشود اگر قیمت آن بیش از ثلث ترکه باشد مازاد مال ورثه است مگر اینکه اجازه از ثلث کند.
- میزان ثلث به اعتبار دارایی موصیٖ در حین وفات معین میشود نه به اعتبار دارایی او در حین وصیت.
- هرگاه موصیٰبه منافع ملکی باشد دائماً یا در مدت معین به طریق ذیل از ثلث اخراج میشود: بدواً عین ملک با منافع آن تقویم میشود سپس ملک مزبور با ملاحظه مسلوبالمنفعه بودن در مدت وصیت تقویم شده تفاوت بین دو قیمت از ثلث حساب میشود. اگر موصیٰبه منافع دائمی ملک بوده و بدین جهت عین ملک قیمتی نداشته باشد قیمت ملک با ملاحظه منافع از ثلث محسوب میشود.
- اگر موصیٰبه کلی باشد تعیین فرد با ورثه است مگر اینکه در وصیت طور دیگر مقررشده باشد.
- اگر موصیٰبه جزء مشاع ترکه باشد مثل ربع یا ثلث موصیٰله با ورثه در همان مقدار از ترکه مشاعاً شریک خواهد بود.
- اگر موصیٖ زیاده بر ثلث به ترتیب معینی وصیت به اموری کرده باشد ورثه زیاده بر ثلث را اجازه نکنند به همان ترتیبی که وصیت کرده است از ترکه خارج میشود تا میزان ثلث و زاید بر ثلث باطل خواهد شد و اگر وصیت به تمام یکدفعه باشد زیاده از همه کسر میشود. فصل چهارم- در موصیٰله
- موصیٰله باید موجود باشد و بتواند مالک چیزی بشود که برای او وصیت شده است.
- وصیت برای حمل صحیح است لیکن تملک او منوط است بر اینکه زنده متولد شود.
- اگر حمل در نتیجه جرمی سقط شود موصیٰبه به ورثه او میرسد مگر اینکه جرم مانع ارث باشد.
- اگر موصیٰلهم متعدد و محصور باشند موصیٰبه بین آنها بالسویه تقسیم میشود مگر اینکه موصیٖ طور دیگر مقرر داشته باشد. فصل پنجم- در وصی
- موصیٖ میتواند یک یا چند نفر وصی معین نماید در صورت تعداد اوصیا باید مجتمعاً عمل به وصیت کنند مگر در صورت تصریح به استقلال هر یک.
- موصیٖ میتواند چند نفر را به نحو ترتیب وصی معین کند به این طریق که اگر اولی فوت کرد دومی وصی باشد و اگر دومی فوت کرد سومی باشد و هکذا.
- صغیر را میتوان به اتفاق یک نفر کبیر وصی قرار داد. در این صورت اجرای وصایا با کبیر خواهد بود تا موقع بلوغ و رشد صغیر.
- موصیٖ میتواند یک نفر را برای نظارت در عملیات وصی معین نماید. حدود اختیارات ناظر به طریقی خواهد بود که موصیٖ مقرر داشته است یا از قرائن معلوم شود.
- وصی نسبت به اموالی که بر حسب وصیت در ید او میباشد حکم امین را دارد و ضامن نمیشود مگر در صورت تعدی یا تفریط.
- وصی باید بر طبق وصایای موصیٖ رفتار کند و الا ضامن و منعزل است.
- غیر از پدر و جد پدری کس دیگر حق ندارد بر صغیر وصی معین کند. باب دوم- در ارث فصل اول- در موجبات ارث و طبقات مختلفه وراث
- موجب ارث دو امر است: نسب و سبب.
- اشخاصی که به موجب نسب ارث میبرند سه طبقهاند: ۱- پدر و مادر و اولاد و اولادِ اولاد. ۲- اجداد و برادر و خواهر و اولاد آنها. ۳- اعمام و عمات و اخوال و خالات و اولاد آنها.
- وارثین طبقه بعد وقتی ارث میبرند که از وارثین طبقه قبل کسی نباشد.
- از جمله اشخاصی که به موجب سبب ارث میبرند هر یک از زوجین است که در حین فوت دیگری زنده باشد.
- اگر در شخص واحد موجبات متعدده ارث جمع شود به جهت تمام آن موجبات ارث میبرد مگر اینکه بعضی از آنها مانع دیگری باشد که در این صورت فقط از جهت عنوان مانع میبرد.
- در صورت نبودن وارث امر ترکه متوفی راجع به حاکم است. فصل دوم- در تحقق ارث
- ارث به موت حقیقی یا به موت فرضی مورث تحقق پیدا میکند.
- مالکیت ورثه نسبت به ترکه متوفی مستقر نمیشود مگر پس از ادای حقوق و دیونی که به ترکه میت تعلق گرفته.
- حقوق و دیونی که به ترکه میت تعلق میگیرد و باید قبل از تقسیم آن ادا شود از قرار ذیل است: ۱- قیمت کفن میت و حقوقی که متعلق است به اعیان ترکه مثل عینی که متعلق رهن است. ۲- دیون و واجبات مالی متوفی. ۳- وصایای میت تا ثلث ترکه بدون اجازه ورثه و زیاده بر ثلث با اجازه آنها.