ماده ۵۹۴
- اگر اعاده دادرسی به جهت متغایر بودن دو حکم باشد ابتداء مهلت از تاریخ آخرین ابلاغ هر یک از دو حکم است.
متن موجود؛ کاملبودن بررسینشده
نسخ در منبع اعلام شده؛ مستقلاً بررسی نشده
- اگر اعاده دادرسی به جهت متغایر بودن دو حکم باشد ابتداء مهلت از تاریخ آخرین ابلاغ هر یک از دو حکم است.
- اگر سبب اعاده دادرسی مجعول بودن اسناد یا حیله و تقلب طرف مقابل باشد ابتداء مهلت اعاده دادرسی تاریخ ثبوت جعلیت یا حیله وتقلب به موجب حکم نهائی است.
- هر گاه سبب اعاده دادرسی وجود اسناد مکتومه باشد مهلت از تاریخ وصول نوشتجات مکتومه به صاحب آن شروع میشود و تاریخ مزبور باید به اقرار در دادگاه و یا به سند کتبی محرز شود.
- مفاد ماده ۴۸۶ و ۴۸۷ در اعاده دادرسی رعایت میشود. مبحث سوم- در ترتیب استدعای اعاده دادرسی و رسیدگی
- اعاده دادرسی بر دو قسم است: ۱- اصلی ۲- طاری اعاده دادرسی اصلی است در صورتی که درخواست کننده اعاده دادرسی مستقلاً درخواست اعاده دادرسی نماید. و طاری است وقتی که در اثنای دادرسی حکم بطور دلیل ابراز و محکومعلیه که حکم در مقابل او ابراز شده نسبت به آن درخواست اعاده دادرسی کند.
- دادخواست اعاده دادرسی اصلی باید به دادگاهی داده شود که حکم مورد درخواست اعاده دادرسی از آن دادگاه صادر شده است و دادخواست اعاده دادرسی طاری باید به دادگاهی داده شود که حکم در آنجا بطور دلیل ابراز شده است.
- دادگاهی که دادخواست اعاده دادرسی طاری به آنجا داده شده است دادخواست را به دادگاه صادرکننده حکم میفرستد و هرگاه دادگاه تشخیص دهد حکمی که در خصوص درخواست اعاده دادرسی صادر میشود مؤثر در دعوی است و نیز دلائل درخواست را قوی بداند رسیدگی به دعوی را که مطرح است در آن قسمت که حکم راجع به اعاده دادرسی مؤثر است تا صدور حکم نسبت به اعاده دادرسی به تأخیر میاندازد والا رسیدگی را تعقیب نموده و در دعوی طرح شده حکم میدهد.
- در دادخواست اعاده دادرسی باید نوشته شود: ۱- نام و اقامتگاه و سایر مشخصات درخواستکننده اعاده دادرسی و طرف اعاده دادرسی. ۲- حکمی که مورد درخواست اعاده دادرسی است. ۳- دادگاهی که حکم داده است. ۴- جهتی که موجب اعاده دادرسی شده است. در صورتی که دادخواست اعاده دادرسی را وکیل داده باشد باید نام و مشخصات او در دادخواست معین و وکالتنامه پیوست دادخواست شود.
- درخواست اعاده دادرسی اجرای حکمی که مورد اعاده دادرسی است به تأخیر نمیاندازد.
- در مورد اعاده دادرسی هیچ جهتی بجز آنچه که در دادخواست موجب اعاده دادرسی قرار داده شده مورد رسیدگی واقع نمیشود.
- در صورت قبول اعاده دادرسی اگر حکم اجراء نشده باشد به تأخیر میافتد و اگر اعاده دادرسی راجع به یک قسمت از حکم باشد اجرای آن قسمت به تأخیر افتاده و بقیه اجراء میشود.
- اگر اعاده دادرسی قبول شود حکم مورد اعاده دادرسی فسخ و دادگاه حکم مجدد میدهد مگر اینکه درخواست اعاده دادرسی راجع به یک قسمت حکم باشد که در این صورت فقط آن قسمت فسخ یا اصلاح خواهد شد.
- اگر جهت اعاده دادرسی مغایر بودن دو حکم باشد دادگاه بعد از قبول دادخواست اعاده دادرسی و رسیدگی حکم ثانی را فسخ و حکم اول به قوت خود باقی خواهد بود.
- نسبت به حکمی که در نتیجه درخواست اعاده دادرسی صادر میشود دیگر اعاده دادرسی پذیرفته نخواهد شد.
- هرگاه یکی از طرفین دعوی نسبت به حکمی درخواست اعاده دادرسی نماید طرف دیگر میتواند در مقابل آن شخص مادامی که جریان اعاده دادرسی خاتمه نیافته از همان حکم نسبت به محکومیت خود در صورت وجود یکی از جهات اعاده دادرسی تبعاً درخواست اعاده دادرسی نماید هر چند مدت مقرر برای اعاده دادرسی نسبت به او منقضی شده باشد.
- ترتیب درخواست اعاده دادرسی تبعی مطابق ترتیب پژوهش تبعی است.
- در اعاده دادرسی غیر از طرفین دعوی شخص دیگری به هیچ عنوان نمیتواند داخل در دعوی شود. باب ششم- در مواعد فصل اول- در تعیین و حساب مواعد
- مواعدی را که قانون معین نکرده دادگاه معین خواهد کرد و موعدی را که دادگاه معین میکند باید موافقت داشته باشد با امکان انجام امری که برای آن موعد معین میشود و موعد بک سال یا ماه یا هفته و یا روز معین خواهد شد.
- سال دوازده ماه است- مطابق با ماه شمسی است و کسری آن از قرار ماهی سی روز حساب میشود- هفته هفت روز تمام و روز بیست و چهار ساعت است.
- هرگاه روز آخر موعد مصادف شود با روز تعطیل ادارات آن روز که تعطیل است به حساب نمیآید و روز آخر موعد روزی خواهد بود که ادارات بعد از تعطیل باز میشود.
- مواعدی که ابتداء آن تاریخ ابلاغ یا اعلام است روز ابلاغ و اعلام و همچنین روز اقدام جزء مدت محسوب نمیشود.
(منسوخ ۱۳۴۹/۹/۹)- هرگاه اقامتگاه اصحاب دعوی خارج از مقر دادگاه باشد بر مواعد قانونی نسبت بکسانی که اقامتگاه آنها در داخله کشور است از قرار شصت کیلومتر یک روز علاوه میشود. کسر از شصت کیلومتر در صورتی که کمتر از سی کیلومتر باشد بحساب نمیآید و اگر سی کیلومتر یا زیادتر باشد یک روز برای آن منظور میگردد و اگر اقامتگاه اصحاب دعوی در خارجه باشد موعد دو ماه است.
- هرگاه در روزی که برای حضور اصحاب دعوی در دادگاه معین شده دادگاه مانعی برای رسیدگی داشته باشد انقضای مدت روزی خواهد بود که دادگاه برای رسیدگی معین کرده و حاضر باشد.
- مواعدی که دادگاه روز و تاریخ انقضاء آن را معین کرده است در همان روز و تاریخ منتشر میشود. فصل دوم- در دادن مهلت و تجدید موعد
(منسوخ ۱۳۳۴/۵/۱)- دادن مهلت در مواعدی که از طرف دادگاه تعیین میشود فقط یکدفعه جایز است مگر در صورتی که درخواست کننده مهلت ثابت نماید که عدم انجام کاری که دادگاه خواسته است به واسطه حدوث مانعی که رفع آن موانع در حیطه اقتدار درخواست کننده نبوده است تبصره (منسوخ ۱۳۳۴/۵/۱)- موضوع مواعد شامل تجدید جلسات نیست.
- تجدید مدت قانونی در مورد اعتراض به حکم غیابی و شکایت پژوهشی و فرجامی و اعاده دادرسی نسبت به حکم و قرار دادگاه ممنوع است مگر در موردی که قانون تصریح کرده باشد.
- دادن مهلت پس از انقضای موعدی که در قانون معین شده در غیر موارد مذکور در ماده فوق وقتی قبول میشود که به دادگاه ثابت شود که در اعلام مهلت سهو یا خطائی شده که به آن جهت استفاده از مهلت ممکن نبوده است و یا درخواست کننده مهلت ثابت نماید که عدم استفاده از موعد به واسطه موانعی بوده که رفع آن موانع در حیطه اقتدار درخواست کننده نبوده است.
- بیماری اصحاب دعوی را با امکان توکیل نمیتوان موجب عدم استفاده از موعد و جهت استمهال قرارداد.
- در صورت قبول درخواست مهلت موعد جدیدی معین میشود و این موعد نباید بیش از موعدی که قانوناً مقرر است باشد. باب هفتم- در سازش
- در هر مرحله از مراحل و هر دور از ادوار دادرسی مدنی طرفین دعوی میتوانند منازعه خود را به طریق سازش خاتمه دهند.