ماده ۳۲۹
- در مورد مواد فوق مدعی میتواند از تصرف کسی که ملک یا حق مورد دعوی را از او انتقال گرفته استفاده نماید.
متن موجود؛ کاملبودن بررسینشده
نسخ در منبع اعلام شده؛ مستقلاً بررسی نشده
- در مورد مواد فوق مدعی میتواند از تصرف کسی که ملک یا حق مورد دعوی را از او انتقال گرفته استفاده نماید.
- در مورد دعوی تصرف عدوانی و دعوی ممانعت از حق و همچنین در مورد دعوی مزاحمت هرگاه مدعیعلیه ادعای مالکیت خود یا انکار مالکیت و استحقاق مدعی را نماید دادگاه وارد رسیدگی به دلائل مالکیت نمیشود و فقط در خصوص تصرف عدوانی و ممانعت و مزاحمت تحقیق مینماید و در مورد تصرف عدوانی مورد دعوی را به تصرف متصرف اول میدهد و در مورد ممانعت حکم به عدم ممانعت از حق و در مورد مزاحمت حکم به رفع مزاحمت خواهد داد و مدعی مالکیت میتواند در دادگاه صلاحیت دار برای اثبات مالکیت خود اقامه دعوی نماید.
- دعاوی مذکور در مواد فوق در صورتی که مخالف با سند مالکیت باشد پذیرفته نمیشود.
- کسی که راجع به مالکیت یا اصل حق ارتفاق و انتفاع اقامه دعوی کرده است نمیشود به عنوان تصرف عدوانی و ممانعت از حق طرح دعوی نماید.
- هرگاه در ملک مورد تصرف عدوانی متصرف پس از تصرف عدوانی غرس اشجار یا احداث بنا کرده باشد اشجار و بنا در صورتی باقی میماند که متصرف عدوانی مدعی مالکیت مورد حکم تصرف عدوانی باشد و در ظرف یک ماه از تاریخ اجرای حکم در باب مالکیت به دادگاه صلاحیت دار دادخواست بدهد.
- در صورتی که در ملک مورد حکم تصرف عدوانی زراعت شده باشد اگر موقع برداشت محصول رسیده باشد متصرف عدوانی باید محصول را با تأدیه اجره المثل فوراً بردارد و در صورتی که موقع برداشت محصول نرسیده باشد اعم از اینکه بذر روئیده شده یا نشده باشد محکومله مخیر است بین اینکه قیمت زراعت را نسبت به سهم صاحب بذر و دسترنج بدهد و ملک را تصرف کند یا ملک را به تصرف متصرف عدوانی باقی بگذارد و اجرت المثل بگیرد. مبحث سوم (منسوخ ۱۳۳۱/۱۰/۱۲)- درخواست سازش
- هر کس میتواند در مورد هر ادعائی از دادگاه بخش کتباً و یا شفاهاً درخواست نماید که طرف او را برای سازش احضار کند اگر چه رسیدگی به آن دعوی از صلاحیت دادگاه بخش خارج باشد. اصحاب دعوی نیز میتوانند متراضیاً از دادرس دادگاه بخش درخواست کنند که بین آنها سازش دهد.
- ترتیب احضار برای سازش همانست که برای احضار مدعیعلیه مقرر است ولی در احضاریه باید قید گردد که طرف برای سازش به دادگاه دعوت میشود.
- بعد از حضور طرفین دادگاه اظهارات آنها را استماع نموده و تکلیف سازش و سعی در انجام آن را مینماید و در صورت عدم موفقیت بهسازش تحقیقات و عدم موفقیت خود را در صورتمجلس نوشته به امضاء طرفین میرساند و هر گاه یکی از طرفین و یا هر دو طرف نخواهند امضاءکنند مراتب را دادگاه بخش در صورتمجلس قید میکند.
- در مورد ماده قبل دادگاه نباید طرفین را بیجهت معطل نماید و همینکه مشاهده نمود که حاضر به سازش نیستند باید طرفین را به حالخود واگذار کرده و اعلام نماید که میتوانند دعوی خود را به دادگاهی که صلاحیت حکم را دارد رجوع کنند.
- هر گاه بعد از ابلاغ احضاریه طرف حاضر نشد یا کتباً پاسخ داد که حاضر به سازش نیست دادگاه مراتب را در صورتمجلس قید کرده و به خواستار سازش اعلام میدارد که به دادگاهی که صلاحیت حکم دارد رجوع کند.
- هر گاه طرف بعد از ابلاغ احضاریه حاضر شده و بعداً استنکاف از حضور نموده دادگاه بخش مطابق ماده قبل رفتار مینماید.
- استنکاف طرف از حضور در دادگاه بخش یا عدم قبول سازش بعد از حضور در هر حالی از احوال مانع نمیشود که طرفین به همان دادگاه یا دادگاه دیگر که صلاحیت اصلاح را دارد به طیب خاطر رجوع نموده خواستار سازش شوند. مبحث چهارم- ترتیب اقامه دعوی و احضار متداعیین
- اصول دادرسی در دادگاههای بخش همانست که برای رسیدگی مرحله نخستین مقرر است جز در مواردی که قانون طریقه خاصی برای دادگاههای بخش مقرر داشته است.
- دادخواستی که به دادگاه بخش داده میشود ممکن است شفاهی باشد در این صورت مدیر دفتر یا تقریرنویس اظهارات مدعی را در صورت مجلس نوشته و به امضاء او میرساند و اگر مدعی نتواند امضاء کند اثر انگشت او زیر صورت مجلس گذاشته شده و جهت آن قید میشود.
- مدیر دفتر جلسه رسیدگی را معین و به طرفین اطلاع میدهد و ضمناً رونوشت دادخواست یا صورت مجلس و همچنین رونوشت پیوستهای دادخواست را به مدعیعلیه ابلاغ مینماید. برگهای دعوی و وقت رسیدگی ممکن است بهوسیله نامه سفارشی دو قبضه ابلاغ شود.
- جلسه رسیدگی باید بطوری معین شود که فاصله بین ابلاغ دادخواست و احضارنامه و روز جلسه کمتر از بیست و چهار ساعت نباشد- مدت مسافت هم به موعد نامبرده اضافه میشود. – دادرس بخش به اقتضاء مورد میتواند دستور دهد که وقت رسیدگی زودتر از موعد مذکور فوق معین شود.
(منسوخ ۱۳۳۴/۵/۱)- نسبت به دعاوی که خواسته آن دو هزار ریال یا کمتر است طرفین دعوا میتوانند عین اسناد خود را به دادگاه بدهند.
- اصحاب دعوی میتوانند شخصاً برای دادرسی حاضر شوند یا به یک نفر از وکلا یا کارگشایان دادگستری یا یکی از بستگانشان وکالت دهند در هر صورت وکیل باید محکوم به جنحه و جنایت نباشد. وکالت ممکن است در جلسه دادرسی به اظهار شفاهی موکل واقع شود در این صورت اظهار موکل در صورت مجلس نوشته شده و به امضای او میرسد.
(منسوخ ۱۳۳۱/۱۰/۱۲)- دادرس دادگاه بخش باید در اولین جلسه بدواً به طرفین تکلیف و سعی نماید که دعوی را به سازش خاتمه دهند و اگر موفق به سازش نشد داخل رسیدگی شود در عین رسیدگی هم دادرس دادگاه بخش باید نظر سازش را تعقیب کند و اگر سازش نشد به رسیدگی خود ادامه دهد.
(منسوخ ۱۳۳۱/۱۰/۱۲)- در صورت وقوع سازش دادرس دادگاه بخش موضوع و شرایط سازش را در صورتمجلس نوشته و برای طرفین میخواند و پس ازامضاء آنها وقوع سازش را تصدیق مینماید و رونوشت صورتمجلس را به هر یک از طرفین میدهد. صورت سازش نامبرده مثل احکام دادگستری به موقع اجرا گذاشته میشود و هر دعوائی که به این طریق خاتمه یافت در هیچ یک از دادگاهها قابل تجدید رسیدگی نیست.
- دادرس دادگاه بخش میتواند هرگونه تحقیق یا توضیحی که برای روشن شدن قضیه لازم بداند از طرفین بخواهد.
- اصحاب دعوی میتوانند در صورت موافقت مستقیماً در دادگاه بخش حاضر شده و دعوی خود را شفاهاً طرح نمایند در این صورت دادرس دادگاه بخش میتواند بدون هیچ تشریفاتی فوراً رسیدگی کرده حکم بدهد و یا جلسه عادی برای رسیدگی معین نماید.
- اگر یکی از اصحاب دعوی بخواهد گواههای خود را که در جلسه دادرسی حضور دارند معرفی کند دادگاه میتواند گواهی آنها را بدون هیچ تشریفاتی استماع نماید و در مواردیکه حکم دادگاه قابل پژوهش است صورت مجلسی از اظهارات گواهها تنظیم مینماید. فصل دهم- رسیدگی به دلائل مبحث اول- کلیات
- دلیل عبارت از امری است که اصحاب دعوی برای اثبات دعوی یا دفاع از دعوی به آن استناد مینمایند.
- دلائلی که برای اثبات عقود یا ایقاعات یا تعهدات اقامه میشود تابع قوانینی است که در موقع انعقاد آنها مجری بوده مگر اینکه خلاف آن در قانون تصریح شده باشد. تبصره- حکم این ماده هیچگاه مجوز قبول گواهی در مواردی که قانون مدنی نهی کرده نخواهد بود.
- دلائلیکه برای اثبات وقایع خارجی از قبیل ضمانات قهری و نسب و غیره اقامه میشود تابع قانونی است که در موقع طرح دعوی مجری میباشد.
- اصل برائت است بنابراین اگر کسی مدعی حق یا دینی بر دیگری باشد باید آن را اثبات کند والا مطابق این اصل حکم به برائت مدعیعلیه خواهد شد.
- در صورتی که حق یا دینی بر عهده کسی ثابت شد اصل بقاء آن است مگر اینکه خلافش ثابت شود.
- هیچ دادگاهی نباید برای اصحاب دعوی تحصیل دلیل کند بلکه فقط به دلائلی که اصحاب دعوی تقدیم یا اظهار کردهاند رسیدگی می کند تحقیقاتی که دادگاه برای کشف امری در خلال دادرسی لازم بداند از معاینه محل و تحقیق از گواهها و مسجلین اسناد و ملاحظه پرونده مربوط به دادرسی و امثال اینها تحصیل دلیل نیست.