ماده ۱۴۹
– هرگاه خویشاوندان یکدیگر را قذف کنند محکوم به حد میشوند. تبصره- اگر پدر یا جد پدری فرزندش را قذف کند تعزیر میشود.
متن موجود؛ کاملبودن بررسینشده
نسخ در منبع اعلام شده؛ مستقلاً بررسی نشده
– هرگاه خویشاوندان یکدیگر را قذف کنند محکوم به حد میشوند. تبصره- اگر پدر یا جد پدری فرزندش را قذف کند تعزیر میشود.
– هرگاه مردی همسر متوفی خود را قذف کند و آن زن جز فرزند همان مرد وارثی نداشته باشد حد ثابت نمیشود اما اگر آن زن وارثی غیر از فرزند همان مرد داشته باشد، حد ثابت میشود.
– هرگاه شخصی چند نفر را به طور جداگانه قذف کند در برابر قذف هریک جداگانه حد برای او جاری میشود خواه همگی با هم مطالبه حد کنند، خواه به طور جداگانه.
– هرگاه شخصی چند نفر را به یک لفظ قذف نماید اگر هر کدام از آنها جداگانه خواهان شوند برای قذف هریک از آنها حد جداگانه ای جاری میگردد ولی اگر با هم خواهان حد شوند فقط یک حد ثابت میشود.
– قذف با دوبار اقرار یا با شهادت دو مرد عادل اثبات میشود.
– اقرار در صورتی نافذ است که اقرارکننده بالغ و عاقل و مختار و دارای قصد باشد.
– تازیانه بر روی لباس متعارف و به طور متوسط زده میشود.
– تازیانه را نباید به سر و صورت و عورت قذفکننده زد.
– هرگاه کسی چند بار اشخاص را قذف کند و بعد از هر بار حد بر او جاری شود در مرتبه چهارم کشته میشود.
– هرگاه قذفکننده بعد از اجراء حد بگوید آنچه گفتم حق بود تا ۷۴ ضربه شلاق تعزیر میشود.
– هرگاه یک نفر را چند بار به یک سبب مانند زنا قذف کند فقط یک حد ثابت میشود.
– هرگاه یک نفر را به چند سبب مانند زنا و لواط قذف کند چند حد ثابت میشود.
– حد قذف در موارد زیر ساقط میشود: ۱- هرگاه قذفشونده، قذفکننده را تصدیق نماید. ۲- هرگاه شهود با نصاب معتبر آن به چیزی که مورد قذف است شهادت دهند. ۳– هرگاه قذفشونده یا همه ورثه او قذفکننده را عفو نمایند. ۴- هرگاه مردی زنش را پس از قذف لعان کند.
– هرگاه دو نفر یکدیگر را قذف کنند خواه قذف آنها همانند و خواه مختلف باشد حد ساقط و هریک تا ۷۴ ضربه شلاق تعزیر میشوند.
– حد قذف اگر اجرا یا عفو نشود به وراث منتقل میگردد.
– حق مطالبه حد قذف به همه وارثان به جز زن و شوهر منتقل میشود و هریک از ورثه میتوانند آن را مطالبه کنند هر چند دیگران عفو کرده باشند. باب ششم- حد مسکر فصل اول- موجبات حد مسکر
– خوردن مسکر موجب حد است. اعم از اینکه کم باشد یا زیاد، مست کند یا نکند، خالص یا مخلوط باشد به حدی که آن را از مسکر بودن خارج نکند. تبصره ۱– آب جو در حکم شراب است، گرچه مستکننده نباشد و خوردن آن موجب حد است. تبصره ۲– خوردن آب انگوری که خود به جوش آمده یا به وسیله آتش یا آفتاب و مانند آن جوشانیده شدهاست حرام است اما موجب حد نمیباشد. فصل دوم- شرایط حد مسکر
– حد مسکر بر کسی ثابت میشود که بالغ و عاقل و مختار و آگاه به مسکر بودن و حرام بودن آن باشد. تبصره ۱– در صورتی که شرابخورده مدعی جهل به حکم یا موضوع باشد و صحت دعوای وی محتمل باشد محکوم به حد نخواهد شد. تبصره ۲– هرگاه کسی بداند که خوردن شراب حرام است و آن را بخورد محکوم به حد خواهد شد گرچه نداند خوردن آن موجب حد میشود.
– هرگاه کسی مضطر شود که برای نجات از مرگ یا جهت درمان بیماری سخت به مقدار ضرورت شراب بخورد محکوم به حد نخواهد شد.
– هرگاه کسی دو بار اقرار کند که شرابخوردهاست محکوم به حد میشود.
– اقرار در صورتی نافذ است که اقرارکننده بالغ – عاقل – مختار و دارای قصد باشد.
– در صورتی که طریق اثبات شرب خمر شهادت باشد، فقط با شهادت دو مرد عادل اثبات میشود.
– هرگاه یکی از دو مرد عادل شهادت دهد که شخصی شرابخورده و دیگری شهادت دهد که او شراب را قی کردهاست حد ثابت میشود.
– در شهادت به شرب مسکر لازم است از لحاظ زمان یا مکان و مانند آن اختلافی نباشد ولی در صورتی که یکی به شرب اصل مسکر و دیگری به شرب نوعی خاص از آن شهادت دهد حد ثابت میشود.
– اقرار یا شهادت در صورتی موجب حد میشود که احتمال عقلایی بر معذور بودن خورنده مسکر در بین نباشد.
– حد شرب مسکر برای مرد و یا زن، هشتاد تازیانهاست. تبصره- غیرمسلمان فقط در صورت تظاهر به شرب مسکر به هشتاد تازیانه محکوم میشود.
– هرکس به ساختن، تهیه، خرید، فروش، حمل و عرضه مشروبات الکلی مبادرت کند به ۶ ماه تا ۲ سال حبس محکوم میشود و یا در اثر ترغیب یا تطمیع و نیرنگ، وسایل استفاده از آن را فراهم نماید در حکم معاون در شرب مسکرات محسوب میگردد و به تازیانه تا ۷۴ ضربه محکوم میشود. فصل سوم- کیفیت اجرای حد
– مرد را در حالی که ایستاده باشد و پوشاکی غیر از ساتر عورت نداشته باشد و زن را در حالی که نشسته و لباسهایش به بدن او بسته باشد تازیانه می زنند. تبصره- تازیانه را نباید به سر و صورت و عورت محکوم زد.
– حد وقتی جاری میشود که محکوم از حالت مستی بیرون آمده باشد.
– هرگاه کسی چند بار مسکر بخورد و حد براو جاری نشود برای همه آنها یک حد کافی است.