ماده ۱۲۱
- رایهای دادگاههای انضباطی قطعی بوده و قابل تجدیدنظر نیست. کتاب سوم: آیین دادرسی در دادگاههای نظامی باب اول: آیین دادرسی در دیوانهای حرب زمان صلح فصل اول: ضابطین نظامی و بازجوئی
متن موجود؛ کاملبودن بررسینشده
نسخ در منبع اعلام شده؛ مستقلاً بررسی نشده
- رایهای دادگاههای انضباطی قطعی بوده و قابل تجدیدنظر نیست. کتاب سوم: آیین دادرسی در دادگاههای نظامی باب اول: آیین دادرسی در دیوانهای حرب زمان صلح فصل اول: ضابطین نظامی و بازجوئی
- ضابطین نظامی عبارت از مامورینی میباشند که در حدود مقررات این قانون مکلف به بازرسی و تحقیق بزههائی که در حدود صلاحیت دادگاههای نظامی است بوده و اقداماتی که برای جمعآوری دلائل و مدارک مربوطه و جلوگیری از فرار یا مخفی شدن متهم و تعقیب قانونی قضیه لازم است به عمل میآورند.
- وظیفه ضابطین نظامی به وسیله اشخاص مشروحه پائین اجرا میشود: ۱- مامورین دژبانی. ۲- مامورین امنیه. ۳- افسران و درجهداران در مورد بزههای مشهوده در صورت عدم حضور سایر ضابطین نظامی. ۴- دادستانها و بازپرسهای نظامی.
- ضابطین نظامی نظر به وظیفهای که دارند کلیه شکایات و اظهارات اشخاص ذیمدخل را پذیرفته و صورتمجلسهای لازم برای تشخیص آثار و علائم بزه و وضعیت محل وقوع آن تهیه مینمایند همچنین اظهارات اشخاص حاضر و کسانی را که ممکن است اطلاعاتی داشته باشند استماع و در برگهای مربوطه وارد نموده و به امضا یا مهر آنها میرسانند.
- اسلحه یا اشیاء یا برگها و اسنادی که در جریان رسیدگی و بازرسی به دست آمده و با موضوع بزه ارتباط دارد و کلیه چیزهائی که ممکن است برای کشف حقیقت مفید باشد اعم از اینکه بر له یا بر علیه متهم باشد بایستی از طرف ضابطین نظامی ضبط شود. تبصره- در مورد این ماده مقررات مواد ۹۱ و ۹۲ و ۱۰۳ و ۱۰۴ و ۱۰۵ و ۱۰۶ و ۱۰۷ قانون آیین دادرسی کیفری نیز باید کاملاً رعایت شود.
- در مورد بزههای مشهوده هر ضابط نظامی یا ضابط دادگستری (در صورت عدم حضور ضابطین نظامی) میتواند نظامیان یا اشخاص تابع دادگاههای نظامی را که متهم به جنحه یا جنایت باشند امر به بازداشت بدهد پس از بازداشت فوراً آنها را به مقامات نظامی مربوطه اعزام و صورتمجلس بازداشت را با ذکر نام و شغل و قسمت و علائم بازداشتهها تهیه مینماید.
- در مورد ماده قبل ضابطین نظامی یا ضابطین دادگستری مکلفند تا وقتی که دادستان یا بازپرس نظامی مداخله نکرده است کلیه اقدامات لازمه را برای جلوگیری از امحاء آثار بزه و فرار متهم و هر تحقیقی را که برای کشف بزه لازم بدانند به عمل آورند.
- بزه در موارد مشروحه پائین مشهود محسوب است: ۱- در صورتی که بزه در مرئی و منظر مامورین کشف بزهها واقع شده و یا بلافاصله مامورین مذکور در محل وقوع بزه حاضر شده و یا آثار بزه را فوراً پس از وقوع ملاحظه نمایند. ۲- در صورتی که دسته یا جماعتی که ناظر وقوع بزه بوده و یا خود مجنیعلیه بلافاصله پس از وقوع بزه شخص معینی را مرتکب معرفی نماید. ۳- اگر در موقعی نزدیک بزمان وقوع بزه علائم و آثار واضحه یا اسباب و دلائل بزه در تصرف متهم یافت شود یا تعلق اسباب و دلائل مذکور به متهم محرز گردد. ۴- وقتی که متهم در زمان نزدیکی پس از وقوع بزه قصد فرار داشته یا در حال فرار یا فوراً پس از آن دستگیر شود.
- علاوه بر مواد مذکور در ماده قبل در موردی نیز که صاحب خانه دخول ضابطین نظامی را به خانه خود درخواست کند و همچنین در موردی که در غیاب بازپرس یا دادستان میتوان علائم و آثار بزه را معدوم نمود ضابطین نظامی قائممقام بازپرس واقع شده اقدامات و تحقیقاتی که فوریت دارد به عمل میآورند.
- وقتی که مقامات نظامی در غیر مورد بزههای مشهوده بخواهند در یکی از ادارات کشوری به تحقیق جنحه یا جنایتی مبادرت نمایند که در صلاحیت دادگاههای نظامی است یا بخواهند یکی از اشخاص تابع دادگاههای نظامی را در آنجا دستگیر کنند از مقامات کشوری یا قضایی مربوطه اجازه ورود به آن اداره یا قسمت را خواسته یا بازداشت متهم را درخواست مینمایند. مقامات قضایی عمومی مکلفند درخواست کتبی مامورین نظامی را در این قبیل موارد به مسئولیت درخواستکننده انجام دهند.
- در صورتی که مقامات قضایی عمومی بخواهند در یکی از قسمتهای نظامی به تحقیق جنحه یا جنایت مبادرت نمایند که در صلاحیت دادگاههای عمومی میباشد یا یکی از تابعین دادگاههای عمومی را در آنجا بازداشت نمایند به ترتیب مذکور در ماده قبل انجام امر را از مقامات نظامی درخواست میکنند و مقامات نظامی نیز مکلفند درخواست کتبی مامورین قضایی را به مسئولیت درخواستکننده انجام دهند.
(منسوخ ۱۳۵۴/۰۴/۱۸)– ضابطین نظامی برای انجام وظایفی که بر عهده دارند نمیتوانند در منازل اشخاص وارد شوند مگر با حضور دادستان نظامی یا نماینده او.
- هر صفحهای که از صورتمجلس توسط یکی از ضابطین نظامی تهیه میشود به امضا خود او و کسانی که حضور دارند میرسد و هرگاه حضار از امضا خودداری نمایند مراتب در صورتمجلس قید میشود.
- برگهائی که به شرح ماده قبل از طرف ضابطین نظامی برای تحقیقات مقدماتی نوشته میشود بایستی دارای شماره صفحات بوده و زیر آخرین صفحه برگهای مذکور ضابطین نظامی و گواههای قضیه شماره صفحات را قید نموده و امضا نماید. تبصره- تراشیدن خطوط به کلی ممنوع است و هرگاه تصحیحی در عبارت مورد ضرورت واقع گردد تصحیحات لازم در محل خود به عمل آمده و به امضا متهم و بازپرس هر دو میرسد.
- در صورت نبودن ضابطین نظامی در محل وقوع بزه تحقیقات مقدماتی جنحه و جنایاتی که در صلاحیت دادگاه نظامی است به وسیله ضابطین دادگستری به عمل میآید.
- مواد فوق مانع اجراء قوانین و احکام و آییننامههای مربوطه به تکالیفی که برای مامورین امنیه یا روساء قراول و سایر نظامیان در حین اجراء وظیفه یا در سر خدمت مقرر شده است نمیباشد.
- پرونده مقدماتی که با رعایت نکات مندرج در مواد قبل به وسیله ضابطین نظامی تنظیم شده است به پیوست کلیه اسناد و مدارک مربوطه به آن نزد فرمانده واحدی که دیوان حرب در حوزه آن واقع است فرستاده میشود.
- فرمانده مربوطه پس از وصول پرونده اتهامیه هرگاه موضوع اتهام جنحه یا جنایت باشد امر رسیدگی و تعقیب قضیه را به دادستان مربوطه صادر خواهد نمود و چنانچه متهم از سرهنگ به بالا باشد فرمانده مربوطه موضوع اتهام را با ذکر دلائل به ترتیبی که مقرر است به مقامات مافوق گزارش خواهد داد و تعقیب امر موکول به این است که دستور رسیدگی از طرف بزرگ ارتشتاران فرمانده صادر گردد. هر تعقیبی که برخلاف ترتیب فوق به عمل آمده باشد از درجه اعتبار ساقط است.
(منسوخ ۱۳۴۵/۱۲/۱۵)– چنانچه موضوع پرونده مربوطه به شخص یا اشخاصی باشد که تابع دادگاههای عمومی بوده و از صلاحیت دادگاههای نظامی خارجباشد فرمانده نظامی محل پرونده تنظیمی را عیناً به نزدیکترین دادسرای شهرستان ارسال میدارد و اگر متهم در حال بازداشت باشد او را هم به دادسرای مذکور تسلیم خواهد داشت.
- پرونده مقدماتی که موضوعاً مربوط به دادگاههای نظامی و به وسیله ضابطین دادگستری تهیه شده باشد از طرف ضابطین دادگستری به وسیله دادسرای شهرستان نزد فرمانده نظامی مربوطه فرستاده میشود.
- پس از اینکه پرونده مقدماتی با رعایت نکات فوق به دادستان دادگاه نظامی ارجاع گردید دادستان نیز به نوبه خود پرونده را با دستورات لازم در حدود مقررات برای رسیدگی و صدور قرار به بازپرس رجوع خواهد نمود.
- دادستانهای دیوان حرب در اموری که به بازپرس ارجاع میشود حق نظارت داشته و میتوانند تعلیمات قانونی را کتباً برای تکمیل بازجوئی بدهند و نیز میتوانند در تحقیقات مقدماتی حضور به هم رسانند، طرز و ترتیب تحقیقات را مشاهده نمایند بدون اینکه بتوانند جریان تحقیقات را توقیف نموده یا مانع شوند و هرگاه به جهتی از جهات قانونی جریان تحقیقات بایستی موقوف یا معوق بماند دادستان کتباً این نکته را به بازپرس تذکر میدهد و بازپرس دستور دادستان را به موقع اجراء خواهد گذارد.
- دادستان و همچنین بازپرس در موارد رد (رجوع شود به مواد ۳۶ و ۳۷ این قانون) باید از رسیدگی استعفاء نموده و مراتب را به مقامی که امر تعقیب را داده است گزارش دهند تا تعقیب امر به دادستان یا بازپرس دیگری ارجاع گردد. فصل دوم: اختیارات بازپرس
- پس از اینکه امر رسیدگی راجع به اتهامی از طرف مقامات مربوطه صادر گردید در صورت وجود دلائل و قرائن کافی برای احضار بازپرس متهم را به وسیله احضارنامه برای روز معین احضار مینماید. احضارنامه در دو نسخه نوشته شده و برای متهم فرستاده میشود که یک نسخه را نزد خود نگاهداشته و نسخه دیگر را امضا و به مامور رد مینماید.
- در احضارنامه نام و شهرت احضار شده و محل اقامت او و تاریخ و محل حضور و نتیجه عدم حضور باید قید شود.
- هرگاه مامورین مربوطه محل اقامت احضار شده را پیدا نکنند و یا شخص احضار شده محل اقامت معینی نداشته باشد مفاد احضارنامه در سه نوبت متوالی در یکی از جراید کثیرالانتشار محل اقامت بازپرس و همچنین در مجله رسمی وزارت دادگستری اعلام میشود چنانچه از تاریخ آخرین اعلام در مطبوعات تا دو ماه شخص احضار شده نزد بازپرس حاضر نشود بازپرس بدون حضور او شروع برسیدگی نموده و تحقیقات لازمه را انجام داده و اقدامی را که مقتضی بداند به عمل میآورد.
- شخص احضار شده اعم از متهم یا گواه و مطلع و کارشناس هرگاه نظامی یا همردیف نظامی باشد به وسیله قسمت مربوطه یا مامورین دادستانی و دژبانی و اگر غیر نظامی باشد در شهرها به وسیله شهربانی و در خارج از شهرها به وسیله مامورین امنیه احضار میشود.
- احضار شده باید شخصاً حاضر شود و اگر نتواند در آن تاریخ که احضار شده است حاضر شود باید به طوری که در ماده ۱۱۳ قانون آییندادرسی کیفری مصرح است عذر موجه داشته باشد.
- بازپرس در شروع بازجوئی از متهم نام و نام خانوادگی و سن و محل تولد و شغل و محل اقامت او را سوال مینماید پس از آن به او میگوید که بچه تقصیری متهم شده است سوالات باید صریح و روشن باشد و هرگاه متهم از دادن پاسخ خودداری نماید مراتب در برگهای تحقیقات قید میشود و بازپرس تحقیقات و اقدامات قانونی دیگر را که برای کشف حقیقت لازم است به عمل میآورد. تبصره- هرگاه طرف بازجوئی گواه یا مطلع یا کارشناس باشد بازپرس بایستی هویت کامل آنها را در موقع شروع بازجوئی در پرونده قید نماید.
- بازپرس باید نسبت به تمام دلائل و مدارک بزه منتسبه از متهم سوالات لازم بنماید.